عماد الدين حسن بن علي الطبري
493
مناقب الطاهرين ( فارسي )
امّا احياى موتى در بنى اسرائيل فرمود كه : « اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها » . « 1 » مثل اين باقر عليه السّلام گويد كه : امير المؤمنين عليه السّلام به كوچهاى از كوچههاى كوفه بگذشت ، يكى را ديد كه جرّيث « 2 » به دوش داشت . فرمود كه : انظروا الى هذا قد حمل اسرائيليّا . آن شخص انكار كرد و گفت : اسرائيلى كجا جرّيث بود ؟ ! امير المؤمنين عليه السّلام گفت كه : مرد روز پنجم از صدغ « 3 » وى دودى بر آيد و وى بميرد در حال . روز پنجم مرده يافتند وى را . مولانا امير المؤمنين عليه السّلام بر سر گورى آمد و دعا كرد و لگدى به پاى خويش بر آن گور زد . و مرد از گور بر آمد حىّ و صحيح و گفت : الرادّ على علىّ كالرّادّ على اللّه و على رسوله . امير المؤمنين عليه السّلام گفت : عد فى قبرك . بار ديگر با گور رفت و گور به هم آمد . « 4 » داوود رقّى گويد : در پيش صادق عليه السّلام بودم ، جوانى در آمد گريه كنان و گفت : نذر كرده بودم كه با اهلان خويش حج كنم . چون به مدينه در آمدم ، اهلم بمرد . امام عليه السّلام گفت : نمرد . مرد گفت : من وى را بپوشانيدم و به خدمت تو آمدم . امام عليه السّلام گفت : بازگرد كه نمرد . مرد بازآمد خندان گفت : در خانه شدم زن را ديدم زنده آنجا نشسته بود . صادق عليه السّلام روى به من كرد و گفت : يا داوود ، او لم تؤمن ؟ قال : بلى ؛ و لكن ليطمئنّ قلبى . « 5 » چون روز ترويه بود امام عليه السّلام گفت : مشتاق خانهء خداوندگار
--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) / 73 . ( 2 ) - جرّيث : مارماهى . ( 3 ) - صدغ : شقيقه ، گيجگاه . ( 4 ) - الثاقب / 161 - 162 . ( 5 ) - اشاره است به آيهء 260 از سورهء بقره .